خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن شعری است که در آن شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از بازگشت عشق در سنین پیری، ورود یار به محله و ایجاد شور در شهر، و تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود میگوید. همچنین، شاعر از نبرد عشق و عقل، و تأثیرات ویرانگر هجران و بلا بر زندگی خود سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۷۰ - خه که دگر باره دل، درد تو در برگرفت
خه که دگر باره دل، درد تو در برگرفت
باز به پیرانه سر، عشق تو از سر گرفت ۱
یار درآمد به کوی، شور برآمد ز شهر
عشق در آمد ز بام، عقل ره درگرفت ۲
لعل تو یک خنده زد، مرده دلی زنده کرد
حسن تو یک شعله زد، سوختهای درگرفت ۳
تاختن آورد هجر، تیغ بلا آخته
زحمت هستی ما، از ره ما برگرفت ۴
شیر به چنگال عنف، گردن آهو شکست
باز به منقار قهر، بال کبوتر گرفت ۵
صبر و دل و دین ما جمله ز ما بستند
روح مجرد بماند دامن دل برگرفت ۶
باز به پیرانه سر، عشق تو از سر گرفت ۱
یار درآمد به کوی، شور برآمد ز شهر
عشق در آمد ز بام، عقل ره درگرفت ۲
لعل تو یک خنده زد، مرده دلی زنده کرد
حسن تو یک شعله زد، سوختهای درگرفت ۳
تاختن آورد هجر، تیغ بلا آخته
زحمت هستی ما، از ره ما برگرفت ۴
شیر به چنگال عنف، گردن آهو شکست
باز به منقار قهر، بال کبوتر گرفت ۵
صبر و دل و دین ما جمله ز ما بستند
روح مجرد بماند دامن دل برگرفت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹ - خاکی دلم که در لب آن نازنین گریخت
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - به دو میگون لب و پسته دهنت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.