خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ناپایداری و تغییرات زمانه اشاره دارد و بیان میکند که هیچکس از سختیهای روزگار در امان نبوده است. همچنین، از دست رفتن آرامش و شادی در گذشته و عدم وجود نشانهای از خرمدلان در زمان حال را توصیف میکند. شاعر به خواننده توصیه میکند که در جستجوی چیزهای دستنیافتنی نباشد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸ - از کف ایام امان کس نیافت
از کف ایام امان کس نیافت
وز روش دهر زمان کس نیافت ۱
شام و سحر هست رصددار عمر
زین دو رصد خط امان کس نیافت ۲
رفت زمانی که ز راحت در او
نام غم از هیچ زبان کس نیافت ۳
و آمد عهدی که ز خرمدلان
در همه آفاق نشان کس نیافت ۴
اهل میندیش که در عهد ما
سایهٔ عنقا به جهان کس نیافت ۵
جنس طلب کردی خاقانیا
کم طلب آن چیز که آن کس نیافت ۶
وز روش دهر زمان کس نیافت ۱
شام و سحر هست رصددار عمر
زین دو رصد خط امان کس نیافت ۲
رفت زمانی که ز راحت در او
نام غم از هیچ زبان کس نیافت ۳
و آمد عهدی که ز خرمدلان
در همه آفاق نشان کس نیافت ۴
اهل میندیش که در عهد ما
سایهٔ عنقا به جهان کس نیافت ۵
جنس طلب کردی خاقانیا
کم طلب آن چیز که آن کس نیافت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷ - در این عهد از وفا بوئی نمانده است
گوهر بعدی:غزل ۲۹ - زآتش اندیشه جانم سوخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.