خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود میگوید و بیان میکند که هیچکس جز دوستش نام او را نمیخواند. او هر روز با دردهای جدیدی روبهرو میشود و شبها به صحبت میپردازد. شاعر از سرزنش دیگران مینالد و میگوید دلش را با تیرهای غم نشانه گرفتهاند. او خود را پر از غم میداند و میگوید اگر کسی غمگین است، او غمهای بیشتری دارد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و سرزنش ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۱۸۸ - سوایِ مه دوستْ، کَسْ نوم ره مه نَئیرهْ
سوایِ مه دوستْ، کَسْ نوم ره مه نَئیرهْ
هر روزْ نو به نو، امیر ته ور بَمیره ۱
شو دارنه صحبتْ، روز جایِ دیگر (بوره) گیره
مه وَرْ سرزنشْ بُو، از جوُون و پیره ۲
دلْ داشتمهْ یکی، تَرکشْ بساتمه تیره
روزی صد هزارْ تیرْ خورْنهْ مُونگهْ چیره ۳
اگر کسی پَیْ به خودْ غم گیره،
منْ غَمْ پرْدارْمهْ، بَرسْ که بارْ بئیره ۴
هر روزْ نو به نو، امیر ته ور بَمیره ۱
شو دارنه صحبتْ، روز جایِ دیگر (بوره) گیره
مه وَرْ سرزنشْ بُو، از جوُون و پیره ۲
دلْ داشتمهْ یکی، تَرکشْ بساتمه تیره
روزی صد هزارْ تیرْ خورْنهْ مُونگهْ چیره ۳
اگر کسی پَیْ به خودْ غم گیره،
منْ غَمْ پرْدارْمهْ، بَرسْ که بارْ بئیره ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - دلْ دارمه یکی، تیر بَخردْ بو هزاره
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - اَمْرو به سریٰ چیره بدیمه حوره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.