خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، عشق خود را به معشوق بیان میکند و میگوید حتی اگر تخت سلیمان و تمام دنیا را به او بدهند، باز هم حاضر نیست از عشق معشوقش دست بکشد. او تأکید میکند که معشوقش بیهمتا است و اگر کسی غیر از او را بپرستد، کافر شده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از واژههایی مانند «کافر» است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۷۳ - اَرْ تَختِ سُلَیْمُونْ به منْ هادنْ جایی،
اَرْ تَختِ سُلَیْمُونْ به منْ هادنْ جایی،
دَنی ره تمُومْ زر به منْ هادنْ جایی ۱
اُونْمهْ که ته شأن ره دُومّهْ، یکتایی،
کافرْ بُونمْ گر تو بکت بو خدایی ۲
دَنی ره تمُومْ زر به منْ هادنْ جایی ۱
اُونْمهْ که ته شأن ره دُومّهْ، یکتایی،
کافرْ بُونمْ گر تو بکت بو خدایی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - ویهارْ دَرْآمو، مینسیم دَرْآیی
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - گلِ وَلگْ ته جا گَرْ هاکنهْ نخاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.