خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ناپایداری و کشمکشهای زندگی اشاره دارد و بیان میکند که گاهی زندگی به نفع انسان و گاهی بر ضد او پیش میرود. شاعر از خود میپرسد که آیا این شرایط به تقدیر مربوط است و در نهایت ابراز میکند که تا زمانی که زنده است، دوستش را به سوی مرگ میکشاند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۵۰ - زمونهْ مره هَرْ دَمْ کشاکش گیره
زمونهْ مره هَرْ دَمْ کشاکش گیره
گاهی به خشی، گاهی به ناخش گیره ۱
امیر گنه: اینکار به فلک خش گیره؟
منْ زندهْ بوئمْ، دوستْ لَحَدْ ره کَشْ گیره ۲
گاهی به خشی، گاهی به ناخش گیره ۱
امیر گنه: اینکار به فلک خش گیره؟
منْ زندهْ بوئمْ، دوستْ لَحَدْ ره کَشْ گیره ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - تَرْسمهْ بنایِ اَجْلْ ره دیاره
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - منْ اونْ طفلْ ره مُونّمهْ که مار بمیره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.