خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که اگر بداند قلم در دست معشوق است، خود را فدای او میکند. این شعر سرشار از احساسات عاشقانه و ایثار در راه معشوق است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۷ - چِلُویی دوسْ مه، هر دم چِلُو دَری تو
چِلُویی دوسْ مه، هر دم چِلُو دَری تو
زرِ شیشهره مونّی، گِلُودَری تو ۱
اگر دونّم که قلم فرُو دری تو،
اونوخت اِمِّهْ من، اوّلِ خُودری تو ۲
زرِ شیشهره مونّی، گِلُودَری تو ۱
اگر دونّم که قلم فرُو دری تو،
اونوخت اِمِّهْ من، اوّلِ خُودری تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - چی بُولارجونْ، مازندرون بئی بو
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - سیُو چِشْ، کَمونْ برفِهْ، مه لارِ آهو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.