خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از اهمیت دین و ارزشهای اخلاقی سخن میگوید. او از دوری از افراد ناشایست و پرهیز از جهل و نادانی هشدار میدهد و بر لزوم هشیاری، راسترویی و کسب علم تأکید میکند. همچنین، شاعر از غربت و تنهایی خود در راه دین و دوری از وطن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق اخلاقی و دینی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
قصیده ۲۰۳ - ای مر تورا گرفته بت خوش زبان زبون،
ای مر تورا گرفته بت خوش زبان زبون،
تو خوش بدو سپرده دل مهربان ربون ۱
اندر حریم می نکند جان تو قرار
تا ناوری دل از حرم دلبران برون ۲
برگیر دل ز بلخ و بنه تن ز بهر دین
چون من غریب و زار به مازندران درون ۳
زیرا که عیب و علت کندی کاردار
سوهان علاج داند کرد و فسان فسون ۴
دنیا ز من بجست، چون من دین بیافتم
طاعت همیم دارد دندان کنان کنون ۵
گر بر سر برآوری ز گریبان دین حق
با ناکسان کله زن و با خاسران سرون ۶
با اهل خویش گوهر دین تو روشن است
اینجاست مانده در کف بیگانگان نگون ۷
با اهل علم و مرد خردمند کن، مکن
با مردمان خس به مثل با سگان سکون ۸
ناید ز چوب کژ ستون، گر تو راستی
دین را به جز تو نیست سوی راستان ستون ۹
هشیار باش و راست رو و هر سوی متاز
در جوی و جر جهل چو این ماهیان هیون ۱۰
مغزت تهی ز علم و معدهت از طعام پر
هل تا چو خر کنند پر این خربطان بطون ۱۱
تو خوش بدو سپرده دل مهربان ربون ۱
اندر حریم می نکند جان تو قرار
تا ناوری دل از حرم دلبران برون ۲
برگیر دل ز بلخ و بنه تن ز بهر دین
چون من غریب و زار به مازندران درون ۳
زیرا که عیب و علت کندی کاردار
سوهان علاج داند کرد و فسان فسون ۴
دنیا ز من بجست، چون من دین بیافتم
طاعت همیم دارد دندان کنان کنون ۵
گر بر سر برآوری ز گریبان دین حق
با ناکسان کله زن و با خاسران سرون ۶
با اهل خویش گوهر دین تو روشن است
اینجاست مانده در کف بیگانگان نگون ۷
با اهل علم و مرد خردمند کن، مکن
با مردمان خس به مثل با سگان سکون ۸
ناید ز چوب کژ ستون، گر تو راستی
دین را به جز تو نیست سوی راستان ستون ۹
هشیار باش و راست رو و هر سوی متاز
در جوی و جر جهل چو این ماهیان هیون ۱۰
مغزت تهی ز علم و معدهت از طعام پر
هل تا چو خر کنند پر این خربطان بطون ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیده ۲۰۲ - جوانی شد، او را فراموش کن
گوهر بعدی:قصیده ۲۰۴ - از بهر چه، ای پیر هشیوار هنربین،
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.