هوش مصنوعی: روباهی ماهی‌ای را در جاده دید و با تعجب از وجود آن در آن مکان، از خوردن آن صرف‌نظر کرد. سپس به حمدونه برخورد و به دروغ گفت که حیوانات دیگر او را برای پیام‌رسانی فرستاده‌اند. او ادعا کرد که حیوانات می‌خواهند شیر را از سلطنت برکنار کنند و حمدونه را به عنوان پادشاه جدید انتخاب کنند. حمدونه فریب خورد و همراه روباه به راه افتاد. روباه با دیدن ماهی دیگر، آن را نشانه‌ای از اجابت دعای خود دانست و حمدونه را فریب داد تا در دام بیفتد. سپس روباه ماهی را خورد و به حمدونه گفت که پادشاهان باید در بند باشند. در پایان، سندباد از گفتن اینکه از دیگران داناتر یا نادان‌تر است، خودداری کرد و به داستان اشتر و گرگ و روباه اشاره کرد.
رده سنی: 12+ متن دارای مفاهیم پیچیده‌ای مانند فریب، حکومت و اخلاق است که برای درک کامل آن، خواننده به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و تمثیل‌های فلسفی ممکن است برای کودکان کم‌سال نامفهوم باشد.

بخش ۶ - داستان حمدونه با روباه و ماهی

سندباد گفت: آورده اند که روباهی در شارع راهی، ماهیی دید، با خود اندیشید که اینجا دریا و رود نیست و نه دکان ماهیگیر که ماهی تواند بود این ماهی بی بهانه و تعبیه ای نباشد ماهی بگذاشت و راه برگرفت در راه حمدونه ای را دید، بر وی سلام کرد و شرط تحیت و مراسم خدمت، بجای آورد و گفت: مرا نخجیران و ددان به حکم اعتمادی به رسالت و سفارت نزدیک تو فرستاده اند و پیغامها داده و می گویند: تا این غایت، ملک سباع، شیر بود و ما را به ظلم و خونخواری رنجها فراوان نمود اکنون می خواهیم که او را از ملک و پادشاهی معزول کنیم و زمام این مهم در دست تدبیر صایب تو نهیم اگر قبول کنی و رغبت نمایی و به تمشیت این مهم اعتناق واجب داری، به فلان موضع آی حمدونه را طمع ملک و پادشاهی در ربود و برفور با روباه بازگشت روباه چون دانست که نزدیک ماهی رسیدند، بایستاد و دستها به مناجات بگشاد و گفت: ای پادشاهی که عقل و جهل در دماغها، تو ترکیب کنی و دانش و سفه در دلها تو جمع آری«یوتی الحکمه من یشاء و من یوت الحکمه فقد اوتی خیر اکثیرا» ۱
اگر این اشارت تحقیق دارد، به چیزی بشارت ده که هیچ صاحب دولت، مثل و مانند آن ندیده بود چون گامی چند برفتند، ماهیی دیدند روباه گفت: الله اکبر و الخلیفه جعفر اینک علامت آنکه دعای من به اجابت مقرون گشت تا چنین علامت پیدا آمد و چنین کرامت ظاهر گشت اکنون تو بدین نعمت سزاوارتری حمدونه این عشوه ها چون شکر بخورد و بر آن کار سوی ماهی رفت و دست دراز کرد رسنهای دام بجست و دست و پای حمدونه محکم ببست و ماهی از دام جدا شد روباه پیشتر رفت و ماهی خوردن گرفت حمدونه گفت: آن چیست که تو می خوری و این چیست که مرا سخت گرفته است؟ جواب داد که پادشاهان را از بند و زندان چاره نیست و رعایا را از لقمه و طمعه، گریز نباشد حکما بر سندباد ثنا کردند و گفتند: ۲

لک القدح المعلی فی المعالی
اذا ازدحم الکرام علی القداح ۳
سندباد را در هرباب، خصل سباق بر اطلاق معین است خصوصا کبر سن و تقدم در شروع علوم و مبادرت در خوض فنون هنر و همواره جمال حال او به زلف و خال فضل و حکمت آراسته بوده است و گلزار الفاظ او از خار کذب و خلاف پیراسته سندباد گفت: من نگویم از شما داناترم و نیز نگویم نادانتر، چنانکه آن اشتر گفت با گرگ و روباه حکما پرسیدند: چگونه بود آن داستان؟ بازگوی. ۴
تعداد ابیات: ۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۵ - آغاز کتاب سندباد
گوهر بعدی:بخش ۷ - داستان گرگ و روباه و اشتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.