خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق عمیق و شورانگیز شاعر به معشوقش سخن میگوید. شاعر از شبهای بیداری، عشق بیقید و شرط، و دردهای عاشقانه میگوید و بیان میکند که هیچچیز نمیتواند او را از عشقش دور کند. او حتی از موعظههای واعظ نیز چشمپوشی میکند و تنها به پیام عشق معشوقش گوش میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و گاهی دردناک است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و شوریدگی عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۹ - درآمد از درم مه خلعتی دوش
درآمد از درم مه خلعتی دوش
گرفتم تا سحر تنگش در آغوش ۱
بپایش خاستم گه دست بر دست
به پیشش گه نشستم دوش بر دوش ۲
نه پیچیدم سر از شیرین و تلخش
بنوشیدم ز دستش زهر با نوش ۳
بعالم هر کرا روز و شبی هست
شب و روز من آنزلف و بنا گوش ۴
چگویم من ز صهبای خیالش
که برد از چشم خواب و از سرم هوش ۵
برو واعظ که جز پیغام عشقش
مرا وعظ تو چون باد است در گوش ۶
فراموشش نسازم باری از دل
کند صد بارم از دل گر فراموش ۷
چسان در آتش عشقش نسوزم
که دریای غمش در دل زند جوش ۸
چه نور از عشق گوید هر چه گوید
چرا سازد لب از گفتار خاموش ۹
گرفتم تا سحر تنگش در آغوش ۱
بپایش خاستم گه دست بر دست
به پیشش گه نشستم دوش بر دوش ۲
نه پیچیدم سر از شیرین و تلخش
بنوشیدم ز دستش زهر با نوش ۳
بعالم هر کرا روز و شبی هست
شب و روز من آنزلف و بنا گوش ۴
چگویم من ز صهبای خیالش
که برد از چشم خواب و از سرم هوش ۵
برو واعظ که جز پیغام عشقش
مرا وعظ تو چون باد است در گوش ۶
فراموشش نسازم باری از دل
کند صد بارم از دل گر فراموش ۷
چسان در آتش عشقش نسوزم
که دریای غمش در دل زند جوش ۸
چه نور از عشق گوید هر چه گوید
چرا سازد لب از گفتار خاموش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - بهار آمد ای بلبل خوش نفس
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - نه تنها دین و دل برد از نگاهش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.