خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و درد فراق سخن میگوید. شاعر با تصاویر شاعرانه مانند گریستن با مژهها، تیر غم، و سوراخ شدن دل و آسمان، رنج دوری از معشوق را بیان میکند. او از انتظار بیپایان و اشکهای بیثمر مینالد و معشوق را مقصر این دردها میداند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند اندوه و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۷ - منم که با مژه تر کنم گهر سوراخ
منم که با مژه تر کنم گهر سوراخ
توئی که کرده ز تیر غمم جگر سوراخ ۱
ز بسکه چشم ببام و درت نهادم شد
ز کاوش مژه ام جمله بام و در سوراخ ۲
بیاکه ناوک آهم دل فلک هر شب
جدا ز ماه رخت کرده تا سحر سوراخ ۳
تو رفتی و ز قفای تو هر قدم کردم
زمین خشک بخوناب چشم تر سوراخ ۴
عجب مدار که نور از ضمیر چون خورشید
کند بناوک حسرت دل قمر سوراخ ۵
توئی که کرده ز تیر غمم جگر سوراخ ۱
ز بسکه چشم ببام و درت نهادم شد
ز کاوش مژه ام جمله بام و در سوراخ ۲
بیاکه ناوک آهم دل فلک هر شب
جدا ز ماه رخت کرده تا سحر سوراخ ۳
تو رفتی و ز قفای تو هر قدم کردم
زمین خشک بخوناب چشم تر سوراخ ۴
عجب مدار که نور از ضمیر چون خورشید
کند بناوک حسرت دل قمر سوراخ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - ای قفل دل ما را لعل لب تو مفتاح
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - بلبلا نعره مستانه مبارک باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.