این شعر عرفانی از زبان شاعری است که در جستجوی حقیقت، تمام مراحل و مکانها را پیموده اما به جز نور علی(ع) چیزی نیافته است. او از مفاهیم مختلفی مانند منزل، مشکل، دریا، محفل، عمارت، قول و فعل، عوامل، مسائل، موضوع و محمول، اشکال، کمال، قبول و حضور سخن میگوید، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که هیچیک از اینها به تنهایی حقیقت نبودهاند و تنها نور علی(ع) است که هم پنهان است و هم آشکار.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با اصطلاحات عرفانی و مذهبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۳۷ - مرا وقتی بکویش منزلی بود
که نه منزل عیان نه منزلی بود ۱
دمی شد عقده های مشکلم حل
که نه حلال و نه مشکلی بود ۲
همه دریا و ساحلها بدیدم
نه دریائی عیان نه ساحلی بود ۳
بهر محفل شدم چون ماه تابان
نه تابان شمعی و نه محلفی بود ۴
عمارتها همه تعمیر کردم
نه معماری نه خشتی نه گلی بود ۵
ز اسفل تا با علی قطع کردم
نه اعلی دیدم و نه سافلی بود ۶
شدم قائل بهر قولی و عهدی
نه عهدی و نه قول قائلی بود ۷
شدم فاعل بهر اسمی و فعلی
نه اسمی و نه فعل فاعلی بود ۸
شدم اندر عوامل جمله عامل
عوامل در کجا کی عاملی بود ۹
شدم اندر مسائل جمله سائل
نه مسئول و سؤال سائلی بود ۱۰
شدم حامل بهر موضوع و محمول
نه وضعی و نه حمل حاملی بود ۱۱
مشکل آمدم در جمله اشکال
نه شکلی دیدم و نه شاکلی بود ۱۲
مکمل آمدم در هر کمالی
نه اکمل نه کمال کاملی بود ۱۳
قبول و قابل و مقبول گشتم
نه مقبول و قبول قابلی بود ۱۴
حضور و حاضر دل جمله دیدم
نه حاضر نه حضور و نه دلی بود ۱۵
بجز نور علی پنهان و پیدا
نه حولی در میان نه حایلی بود ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.