خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، درد و رنج عاشق، و بیوفایی معشوق سخن میگوید. شاعر از غمهای عشق شکایت دارد و معشوق را به سنگدلی متهم میکند. همچنین، از زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق عشق بر زندگی خود میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کفر و ایمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۵۲ - ز من مپرس دلت از چه روی خونینست
ز من مپرس دلت از چه روی خونینست
ازآن بپرس که عاشق کشیش آیین است ۱
فغان که زار بتیغ غمم بخواهد کشت
مهی که با دگران مهر و با منش کینست ۲
غبار نیست که بر گرد عارضش بینی
کشیده بر ورق گل خط ریاحینست ۳
حریم سینه مجنون نشیمن لیلیست
رواق دیده فرهاد و قصر شیرینست ۴
تراکه مسند شاهیست تکیه گه چه غمت
زمن که بسترم از خار و خاره بالینست ۵
ز کفر زلف تو ایمن توان بودن
که دزد خانه ایمان و رهزن دینست ۶
دری که سفت بوصف رخ تو نور علی
هزار مرتبه بهتر ز عقد پروینست ۷
ازآن بپرس که عاشق کشیش آیین است ۱
فغان که زار بتیغ غمم بخواهد کشت
مهی که با دگران مهر و با منش کینست ۲
غبار نیست که بر گرد عارضش بینی
کشیده بر ورق گل خط ریاحینست ۳
حریم سینه مجنون نشیمن لیلیست
رواق دیده فرهاد و قصر شیرینست ۴
تراکه مسند شاهیست تکیه گه چه غمت
زمن که بسترم از خار و خاره بالینست ۵
ز کفر زلف تو ایمن توان بودن
که دزد خانه ایمان و رهزن دینست ۶
دری که سفت بوصف رخ تو نور علی
هزار مرتبه بهتر ز عقد پروینست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - دل حریم حضور جانانست
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - دوش در بزم جنان ساقی جان سرشارو مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.