خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر تجربهای عرفانی و روحانی است که در آن شاعر از رهایی از تعلقات دنیوی و وحدت با ذات الهی سخن میگوید. او از ناپدید شدن خود در اسما و صفات الهی، وحدت اسم و مسمّا، و رسیدن به روشنایی و پاکی درون میگوید. شاعر مخاطب را به رها کردن تعلقات و غوطهوری در دریای حقیقت دعوت میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۵ - کردم چه از لا رخ سوی الا
کردم چه از لا رخ سوی الا
دیدم مبین خود را در اسما ۱
دادم چو ساقی آنجام باقی
از پای تا سرگشتم همه لا ۲
نا اسم و رسمی نه وضع و شکلی
اینجا یکی شد اسم و مسما ۳
چون تو الف سان گردی جریده
گردد عیانت یکتائی ما ۴
تا تو نشینی ایمن به ساحل
کی در کف آری دری ز دریا ۵
خود را ز ساحل در بحر افکن
بنگر در اصداف آن دریکتا ۶
نور علی شد در دل چه تابان
از تهمت تن دل شد مصفا ۷
دیدم مبین خود را در اسما ۱
دادم چو ساقی آنجام باقی
از پای تا سرگشتم همه لا ۲
نا اسم و رسمی نه وضع و شکلی
اینجا یکی شد اسم و مسما ۳
چون تو الف سان گردی جریده
گردد عیانت یکتائی ما ۴
تا تو نشینی ایمن به ساحل
کی در کف آری دری ز دریا ۵
خود را ز ساحل در بحر افکن
بنگر در اصداف آن دریکتا ۶
نور علی شد در دل چه تابان
از تهمت تن دل شد مصفا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - پر گل از گلزار وصلش گشته تا دامن مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.