این شعر عرفانی و صوفیانه از زبان شاعری سخن میگوید که عشق به معشوق (الهی) و مستی معنوی را ستایش میکند. او از خرابات (محل عبادت صوفیان) و مفاهیمی مانند مهر، سعادت، و خلوت با دلدار (خدا) سخن میگوید و خود را محرم اسرار الهی میداند. در پایان، به امام زمان (مهدی هادی) اشاره میکند و راه مستقیم را توصیه مینماید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیدهای مانند 'مستی' و 'خرابات' است که برای درک عمیقتر، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات صوفیانه نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیم مذهبی مانند امام زمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۱۳ - خورشید نور، باده و ماه است جام ما
ناهید مطرب آمد و کیوان غلام ما ۱
ما ملک جم بهای یکی جام داده ایم
زاهد مبین به چشم حقارت به جام ما ۲
ما، می ز دست پیر خرابات خورده ایم
پیداست شور مستی ما از کلام ما ۳
خواهی اگر، به کوی خرابات ره بری
همت بخواه از در، دارالسلام ما ۴
ما مهر مهر یار، به دل بر نهاده ایم
شد سکه سعادت و دولت بنام ما ۵
ما محرمان خلوت دلدار بوده ایم
واجب شمرده اهل جهان احترام ما ۶
«حاجب » تو مستقیم گذر کن از این صراط
زان رو، که هست مهدی هادی امام ما ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.