این شعر به مصائب وارده بر اهل بیت پیامبر (ص)، به ویژه حادثه کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش میپردازد. شاعر از روزگار ناعادلانه و بیوفا شکایت کرده و به ظلمهای واردشده بر خاندان پیامبر اشاره میکند. همچنین، به شهادت حضرت علی اصغر (ع) و جنایت ابن زیاد اشاره شده و در پایان، شاعر غم خود را با گریههای آتشین بیان میکند.
محتوا شامل موضوعات عمیق مذهبی و عاطفی مانند شهادت و ظلم است که برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، توصیف صحنههای خشونتآمیز مانند شهادت طفل (حضرت علی اصغر) ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شمارهٔ ۷۸ - سرشک آتشگون
دلی ز دست تو ای بی وفا ندیدم شاد! ۱
ز تند باد تو ای دهر سفله پرور رفت
شکوفه های گلستان احمدی بر باد ۲
به دشت کرب و بلا آب های جاری بود
عزیز فاطمه بهر چه تشنه لب جان داد ۳
شهی که لحمک لحمی، پیمبرش می گفت
چرا زکشتن او شاد شد ابن زیاد؟ ۴
کسی شنیده که طفلی به روی دست پدر
کنند پاره گلویش ز ناوک پولاد؟ ۵
چنین ستم که تو کردی به اهل بیت نبی
ز جن و انس کسی در جهان ندارد یاد ۶
به ماتم شه بطحا سرشک آتشگون
رود ز دیدهٔ «ترکی» چو دجلهٔ بغداد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.