خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان غم و اندوه عمیق شاعر از شهادت امام حسین (ع) و یارانش در واقعه کربلا میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ریزش خون جگر، اشک خونین و... درد و رنج خود را از این حادثه توصیف میکند.
محتوا شامل توصیفات شدید از غم و اندوه و صحنههای خشونت آمیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم سن مناسب نباشد. درک عمیق مفاهیم عاشورا و شهادت نیز نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین
«در دلم لالهصفت، خون جگر میریزد
صدف دیده به رخ، لؤلؤ تر میریزد» ۱
هر زمان یاد کنم از لب عطشان حسین
دجلهسان، آب سرشکم ز بصر میریزد ۲
بهر خونی که چکید از گلوی او به زمین
از ره دیده مرا خون جگر میریزد ۳
یادم از حنجر خشکیدهٔ او چون آید
اشک خونین من از دیدهٔ تر میریزد ۴
زان شراری که ز سوز عطشش بر جان بود
گوییا بر دلم از غصه شرر میریزد ۵
شمر با چکمهٔ پا سینهٔ او را بشکست
طایر روحم از این واقعه، پر میریزد ۶
با لب تشنه بریدند سرش را ز قفا
جبرئیل از غم او خاک به سر میریزد ۷
صفحهٔ دفتر «ترکی» ز چه خونآلود است
مگر از خامهٔ او خون جگر میریزد ۸
صدف دیده به رخ، لؤلؤ تر میریزد» ۱
هر زمان یاد کنم از لب عطشان حسین
دجلهسان، آب سرشکم ز بصر میریزد ۲
بهر خونی که چکید از گلوی او به زمین
از ره دیده مرا خون جگر میریزد ۳
یادم از حنجر خشکیدهٔ او چون آید
اشک خونین من از دیدهٔ تر میریزد ۴
زان شراری که ز سوز عطشش بر جان بود
گوییا بر دلم از غصه شرر میریزد ۵
شمر با چکمهٔ پا سینهٔ او را بشکست
طایر روحم از این واقعه، پر میریزد ۶
با لب تشنه بریدند سرش را ز قفا
جبرئیل از غم او خاک به سر میریزد ۷
صفحهٔ دفتر «ترکی» ز چه خونآلود است
مگر از خامهٔ او خون جگر میریزد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشک
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۰ - مقتل خون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.