خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از معشوقه‌ای می‌گوید که بی‌حجاب و گشاده‌رو است و از او می‌خواهد که یا خود را بپوشاند یا از خانه خارج نشود. شاعر به زیبایی‌های معشوقه مانند چشمان سرمه‌سا، خال دلربا، لعل آبدار و زلف تابدار اشاره می‌کند و از عشق و اشتیاق خود به او می‌گوید. همچنین، از تأثیرات ویرانگر عشق معشوقه بر وجود خود سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'بی‌حجابی' و 'جادوی فتنه‌بازی' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشند.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۱۲۸ - قرص آفتاب

جانا! چرا نپوشی بر روی خود نقابی؟
تا کی گشاده رویی تا چند بی حجابی؟ ۱

یا رو، گشاده مگذار پا از سرای بیرون
یا بر رخت بیفکن از زلف خود نقابی ۲

مشتاقم آن چنان من بر لعل می پرستت
چون شب نشین به خوابی یا تشنهٔ برآبی ۳

شب ها به وعدهٔ وصل پیوسته مانده تا صبح
گوشم به راه پیغام، چشمم به فتح بابی ۴

از قامت دل آرا، وز عارض سمن سا
چون سرو بوستانی، چون قرص آفتابی ۵

آن چشم سرمه سایت، وان خال دل ربایت
جادوی فتنه بازی ست، هندوی بی کتابی ۶

آن لعل آبدارت، وان زلف تابدارت
آن درج پر ز گوهر، وین خم به خم طنابی ۷

لطفت به حالت دوست، قهرت به جای دشمن
آن آیتی ز رحمت، وین آیت عذابی ۸

ملک وجود «ترکی» ویرانه شد ز عشق ات
شه کی خراج گیرد از کشور خرابی؟ ۹
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۹ ۳۲۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۷ - نکهت عنبر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۹ - بادهٔ عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.