خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر به توصیف معشوق و احساسات خود میپردازد. او از زیباییهای معشوق مانند موهای مشوش، نگاه کشنده، و خال سیاه روی صورتش سخن میگوید. همچنین، شاعر به عشق خود به معشوق و تأثیرات روحی و عاطفی آن اشاره میکند. در بخشی از شعر، به شخصیتهای مذهبی مانند داماد نبی و شیر خدا نیز اشاره شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مذهبی و استعارههای پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری داشته باشد.
شمارهٔ ۷۵ - گوی سعادت
ای سرو قبا پوش من ای دلبر مهوش!
تا کی کنی از شانه سر زلف مشوش ۱
بر کشتن من تیر نگاهی، ز تو کافی ست
بیهوده چرا؟ دست بری جانب ترکش ۲
بی چشم خمارت چکنم باده گلرنگ؟
بی شمع جمالت چکنم کاخ منقش؟ ۳
بر عارض چون آتش ات آن خال سیه فام
چون تخم سپندی ست که افتاده در آتش ۴
«ترکی» ز میان گوی سعادت بربایی
آید اگر از کوزه برون زر تو بی غش ۵
من عاشق آن صف شکن قلعه گشایم
کز بال ملک، روضهٔ او هست مفرش ۶
داماد نبی شیر خدا آنکه، گه رزم
بر خرمن کفار، زدی تیغ وی آتش ۷
تا کی کنی از شانه سر زلف مشوش ۱
بر کشتن من تیر نگاهی، ز تو کافی ست
بیهوده چرا؟ دست بری جانب ترکش ۲
بی چشم خمارت چکنم باده گلرنگ؟
بی شمع جمالت چکنم کاخ منقش؟ ۳
بر عارض چون آتش ات آن خال سیه فام
چون تخم سپندی ست که افتاده در آتش ۴
«ترکی» ز میان گوی سعادت بربایی
آید اگر از کوزه برون زر تو بی غش ۵
من عاشق آن صف شکن قلعه گشایم
کز بال ملک، روضهٔ او هست مفرش ۶
داماد نبی شیر خدا آنکه، گه رزم
بر خرمن کفار، زدی تیغ وی آتش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷۴ - پیر مغان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۶ - رخصت جلوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.