خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از زاهد ریاکار دعوت میکند تا به میکده بیاید، خرقهی زهد را کنار بگذارد و به پیر مغان ارادت بورزد. او توصیه میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از تظاهر دوری کرد و به جای زهد ظاهری، به عشق و رندی روی آورد. همچنین تأکید میکند که در کوی خرابات باید سکوت پیشه کرد و تنها به دوست واقعی دل بست.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و نمادین مانند شراب و خرابات است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین نقد صریح زهد ریاکارانه و توصیه به رندی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۷۴ - پیر مغان
شنو تو این سخن ای زاهد مرقع پوش!
بیا به میکده همراه ما و، باده بنوش ۱
سری بنه به ارادت به پای پیر مغان
غلام درگه او باش و، عبد حلقه به گوش ۲
ز دوش خویش بینداز خرقهٔ پشمین
که تا نهند به میخانه ات صنوبر دوش ۳
تو را نصیحت رندانه می کنم امروز
مر این نصیحت رندانه را، ز من کن گوش ۴
گرت هواست که باشی به دوست محرم راز
زما سوی به جز از دوست، چشم خویش بپوش ۵
مقیم کوی خرابات باش و، لیک آنجا
ز هر که هر چه ببینی ببین و، باش خموش ۶
بیا و خرقه تقوی و زهد چون «ترکی»
به رهن باده بنه، پیش پیر باده فروش ۷
بیا به میکده همراه ما و، باده بنوش ۱
سری بنه به ارادت به پای پیر مغان
غلام درگه او باش و، عبد حلقه به گوش ۲
ز دوش خویش بینداز خرقهٔ پشمین
که تا نهند به میخانه ات صنوبر دوش ۳
تو را نصیحت رندانه می کنم امروز
مر این نصیحت رندانه را، ز من کن گوش ۴
گرت هواست که باشی به دوست محرم راز
زما سوی به جز از دوست، چشم خویش بپوش ۵
مقیم کوی خرابات باش و، لیک آنجا
ز هر که هر چه ببینی ببین و، باش خموش ۶
بیا و خرقه تقوی و زهد چون «ترکی»
به رهن باده بنه، پیش پیر باده فروش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷۳ - شب هجران
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۵ - گوی سعادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.