خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و میگساری سخن میگوید و با طنز و کنایه به موضوعاتی مانند گرسنگی، غذاهای لذیذ (مانند کلهپاچه و قیمه)، و حالات روحی خود اشاره میکند. همچنین، به زندگی صوفیان و ارزشهای آنان نیز پرداخته شده است.
متن شامل مفاهیم عرفانی و طنز پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و همچنین به میگساری اشاره شده که مناسب سنین پایین نیست.
بخش ۱۲۱ - نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
کنیم جان به سر و کار عشق آخر کار ۱
در جواب او ۲
سحر کسی که کند نوش یک دو جو زاسرار
علی الصباح بباید سه کله اش ناچار ۳
اگر نه بره بریان بود به نیمه روز
چو روزه دار بر آرد گرسنگیش دمار ۴
دلم به صحنک ماهیچه آرزومندست
به شرط آن که برو قیمه باشدی بسیار ۵
مزاج من که به سودا کشد ز بی برگی
دواش گرده گرم است و دنبه پروار ۶
مقدمی بود اندر میان هر قومی
میان آشپزان کله پز بود سردار ۷
همیشه بر سر گنج است مار، و قیمه نگر
به روی صحنک ماهیچه، گنج بر سر مار ۸
به کار صوفی مسکین نیرزد از بد و نیک
به لوت خوردن و زله بزیست یک دینار ۹
کنیم جان به سر و کار عشق آخر کار ۱
در جواب او ۲
سحر کسی که کند نوش یک دو جو زاسرار
علی الصباح بباید سه کله اش ناچار ۳
اگر نه بره بریان بود به نیمه روز
چو روزه دار بر آرد گرسنگیش دمار ۴
دلم به صحنک ماهیچه آرزومندست
به شرط آن که برو قیمه باشدی بسیار ۵
مزاج من که به سودا کشد ز بی برگی
دواش گرده گرم است و دنبه پروار ۶
مقدمی بود اندر میان هر قومی
میان آشپزان کله پز بود سردار ۷
همیشه بر سر گنج است مار، و قیمه نگر
به روی صحنک ماهیچه، گنج بر سر مار ۸
به کار صوفی مسکین نیرزد از بد و نیک
به لوت خوردن و زله بزیست یک دینار ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۲۰ - دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
گوهر بعدی:بخش ۱۲۲ - سفر کردم به هر شهری رسیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.