خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند خورشید، ماه، و نگین توصیف میکند. شاعر از درد عشق و دلباختگی میگوید و از معشوق میخواهد که رخسارش را آشکار کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم صوفیانه مانند دلشدگی و زاهد نیز وجود دارد.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۵۰ - پرده بردار ز رخ ای بت خورشید جبین
پرده بردار ز رخ ای بت خورشید جبین
دیده تر، لب خشک و دل مجروحم بین ۱
بر بناگوش تو آن خط بود از نیلی خام
چشم زخمی است چنان...قضا ساخت چنین ۲
می رود بهر شکار دل صاحب نظران
مست برخاسته باز آن بت خرگاه نشین ۳
ظاهرا مهر سلیمانت که پنهان شده بود
آن دهان خاتم و لعل تو درو هست نگین ۴
ناوک غمزه به ابروی کمان پیوسته
در شب و روز برای دل زاهد به کمین ۵
دوش افتاد هزاران دل شیدا به رهت
زان سبب پای تو امروز نیاید به زمین ۶
صوفی دل شده را بار دگر روزی باد
دیدن طلعت آن ماه، بگویید آمین ۷
دیده تر، لب خشک و دل مجروحم بین ۱
بر بناگوش تو آن خط بود از نیلی خام
چشم زخمی است چنان...قضا ساخت چنین ۲
می رود بهر شکار دل صاحب نظران
مست برخاسته باز آن بت خرگاه نشین ۳
ظاهرا مهر سلیمانت که پنهان شده بود
آن دهان خاتم و لعل تو درو هست نگین ۴
ناوک غمزه به ابروی کمان پیوسته
در شب و روز برای دل زاهد به کمین ۵
دوش افتاد هزاران دل شیدا به رهت
زان سبب پای تو امروز نیاید به زمین ۶
صوفی دل شده را بار دگر روزی باد
دیدن طلعت آن ماه، بگویید آمین ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - خاک...
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - مرا آن روز عیدست اندرین راه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.