خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق، رنجهای ناشی از آن و ناامیدیهایش سخن میگوید. او احساس میکند که در برابر عشق و جفای روزگار ناتوان است و تنها تسلی او دفتر شعرش است که دردهایش را در آن مینویسد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹ - خاک...
خاک...
...نیست در سر من ۱
مرا...
...یارست در برابر من ۲
ز عشق...
... چه ضرورست ای برادر من ۳
نهان چگونه کنم...
چون لب خشک است و دیده تر من ۴
نثار خاک قدمهای این...
به هیچ جا نرسد تحفه محقر من ۵
جفای چرخ و فراق ترا و جور رقیب
درین زمان چه کند این دل صنوبر من ۶
چو غیر عشق ندارد درین جهان صوفی
اگر تو صاحب دردی ببین به دفتر من ۷
...نیست در سر من ۱
مرا...
...یارست در برابر من ۲
ز عشق...
... چه ضرورست ای برادر من ۳
نهان چگونه کنم...
چون لب خشک است و دیده تر من ۴
نثار خاک قدمهای این...
به هیچ جا نرسد تحفه محقر من ۵
جفای چرخ و فراق ترا و جور رقیب
درین زمان چه کند این دل صنوبر من ۶
چو غیر عشق ندارد درین جهان صوفی
اگر تو صاحب دردی ببین به دفتر من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - خطی که گشته به گرد جمال یار عیان
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - پرده بردار ز رخ ای بت خورشید جبین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.