خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، بهار، سبزهزار، و جویبار، احساسات خود را بیان میکند و از درد فراق و بیقراری دلش مینالد. همچنین، او از رقیب و نبود معشوق شکایت دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۳ - گل جمال تو خواهم بهار را چه کنم
گل جمال تو خواهم بهار را چه کنم
به پیش زلف تو من سبزه زار را چه کنم ۱
اگر نهان کنم از خلق عشق آن مه را
فغان و آه دل بیقرار را چه کنم ۲
چمن اگر چو نگارست تازه و خرم
چو ساعد تو نبینم نگار را چه کنم ۳
مرا که سیب زنخدان یار می باید
به صحن باغ تماشای نار را چه کنم ۴
اگر روم ز دیارش من این زمان، تا صبح
ازین دیار روم درد یار را چه کنم ۵
شدست دیده مرا در غم تو چون جیحون
بیا بگوی لب جویبار را چه کنم ۶
رقیب را نتوان دید بی رخش صوفی
چو رفت گل ز چمن زخم خار را چه کنم ۷
به پیش زلف تو من سبزه زار را چه کنم ۱
اگر نهان کنم از خلق عشق آن مه را
فغان و آه دل بیقرار را چه کنم ۲
چمن اگر چو نگارست تازه و خرم
چو ساعد تو نبینم نگار را چه کنم ۳
مرا که سیب زنخدان یار می باید
به صحن باغ تماشای نار را چه کنم ۴
اگر روم ز دیارش من این زمان، تا صبح
ازین دیار روم درد یار را چه کنم ۵
شدست دیده مرا در غم تو چون جیحون
بیا بگوی لب جویبار را چه کنم ۶
رقیب را نتوان دید بی رخش صوفی
چو رفت گل ز چمن زخم خار را چه کنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - وقت آن شد که اقامت به خرابات برم
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - عید صیام آمد، موسم نوبهار هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.