خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و درد فراق و نگاه جادویی او را توصیف میکند. او امیدوار است روزی دوباره چهرهی معشوق را ببیند و از اسارت عشق او رهایی یابد.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۵ - بدان امید که ناگه ببینم آن رویش
بدان امید که ناگه ببینم آن رویش
به هر بهانه برم روزگار در کویش ۱
ز شوق دیدن خالش کشیم ناله و آه
من شکسته چها می کشم ز هندویش ۲
کشیده نیل بر ابرو ز بهر چشم بد او
نظر کنید چو نو شد هلال ابرویش ۳
به کوی خویش دهد صد هزار سر بر باد
ز بام قصر چو افتد نظر به هر سویش ۴
دگر امید خلاصی مدار در عالم
دلا شدی چو اسیر کمند گیسویش ۵
چه جای من که دل از زاهدان گوشه نشین
به سحر می برد آن غمزه های جادویش ۶
به سر ندارد از آن مه، به سر رود صوفی
به کوی او به تمنای دیدن رویش ۷
به هر بهانه برم روزگار در کویش ۱
ز شوق دیدن خالش کشیم ناله و آه
من شکسته چها می کشم ز هندویش ۲
کشیده نیل بر ابرو ز بهر چشم بد او
نظر کنید چو نو شد هلال ابرویش ۳
به کوی خویش دهد صد هزار سر بر باد
ز بام قصر چو افتد نظر به هر سویش ۴
دگر امید خلاصی مدار در عالم
دلا شدی چو اسیر کمند گیسویش ۵
چه جای من که دل از زاهدان گوشه نشین
به سحر می برد آن غمزه های جادویش ۶
به سر ندارد از آن مه، به سر رود صوفی
به کوی او به تمنای دیدن رویش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - سحر به میکده یارب چه بانگ بود و خروش
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - بجز صبا ز که جویم نشان دلبر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.