خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر پذیرش رنجهای عشق، صبر در برابر مصائب، و تسلیم در برابر سرنوشت تأکید دارد. شاعر از دل سوخته میخواهد با غم یار بسازد، به امید وصال معشوق صبر پیشه کند، و از دنیای فانی چشم بپوشد. همچنین، اشارهای به خرابات و مینوشی به عنوان نماد رهایی از تعلقات دنیوی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مینوشی و خرابات نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳ - ای دل سوخته با سوز و غم یار بساز
ای دل سوخته با سوز و غم یار بساز
چند روزی به غم و محنت دلدار بساز ۱
چون بجز دوست نخواهی که بود همدم تو
صبر کن در غم و پس روی به دیوار بساز ۲
به امید رخ زیبای گل ای بلبل مست
با جفا خوی کن و با ستم خار بساز ۳
آدمی زاد نباشد چو به عالم دلشاد
شادی کم منگر، با غم بسیار بساز ۴
مکن اندیشه که دنیای دنی بر گذرست
رو به آه سحر و دیده خونبار بساز ۵
سرنوشت ازلی را نتوان داد تمیز
در خرابات بیا با می گلنار بساز ۶
صوفیا خرقه و سجاده به می در گرو است
برو امروز تو با جبه و دستار بساز ۷
چند روزی به غم و محنت دلدار بساز ۱
چون بجز دوست نخواهی که بود همدم تو
صبر کن در غم و پس روی به دیوار بساز ۲
به امید رخ زیبای گل ای بلبل مست
با جفا خوی کن و با ستم خار بساز ۳
آدمی زاد نباشد چو به عالم دلشاد
شادی کم منگر، با غم بسیار بساز ۴
مکن اندیشه که دنیای دنی بر گذرست
رو به آه سحر و دیده خونبار بساز ۵
سرنوشت ازلی را نتوان داد تمیز
در خرابات بیا با می گلنار بساز ۶
صوفیا خرقه و سجاده به می در گرو است
برو امروز تو با جبه و دستار بساز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - گل نورسته من عزم چمن دارد باز
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - سحر به میکده یارب چه بانگ بود و خروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.