خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلباختگی سخن میگوید و از درد فراق و شوق دیدار معشوق مینالد. شاعر از تأثیر عشق بر زندگی خود میگوید و چگونه عشق او را از دنیا آزاد کرده و به غم معشوق مبتلا ساخته است. همچنین، اشارهای به صوفی و عارف دارد که در امید رسیدن به معشوق، گدا شده است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۸ - آن زلف سیه که دلربا شد
آن زلف سیه که دلربا شد
در عشق بلای جان ما شد ۱
در سایه سرو ایستاده
بینند که سرو چون دو تا شد ۲
از شادی دهر گشته آزاد
تا دل به غم تو مبتلا شد ۳
عاشق چه رود به کعبه امروز
در کوی تو مرو را صفا شد ۴
بیگانه شود ز خویش ای دوست
با درد تو هر که آشنا شد ۵
از شوق دو ابرویت به محراب
عمرم همه صرف در دعا شد ۶
صوفی به امید آن که روزی
در کوی تو ره برد گدا شد ۷
در عشق بلای جان ما شد ۱
در سایه سرو ایستاده
بینند که سرو چون دو تا شد ۲
از شادی دهر گشته آزاد
تا دل به غم تو مبتلا شد ۳
عاشق چه رود به کعبه امروز
در کوی تو مرو را صفا شد ۴
بیگانه شود ز خویش ای دوست
با درد تو هر که آشنا شد ۵
از شوق دو ابرویت به محراب
عمرم همه صرف در دعا شد ۶
صوفی به امید آن که روزی
در کوی تو ره برد گدا شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - ایا حکیم مسیحا دم ستوده خصال
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - روی تو آتش است و برو خال چون سپند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.