این شعر عرفانی به بررسی مفهوم 'کلمه حضرت' و ارتباط آن با اراده الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که این کلمه از 'بحر ارادت' سرچشمه گرفته و به ظهور حق در جهان اشاره دارد. او تأکید میکند که معنای واقعی این کلمه نه در حروف 'نون' و 'کاف'، بلکه در اراده الهی برای تجلی خود در جهان نهفته است. شعر به رابطه بین اراده الهی و ظهور موجودات در جهان میپردازد و بیان میکند که هر چیزی که در جهان میبینیم تجلی همان اراده است.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر بدون دانش پیشزمینهای دشوار خواهد بود. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
بخش ۳۵۴ - کلمه الحضره
که از قولش دو حرف نون و کافست ۱
کلمه حضرت از بحر ارادت
همانا جنبشی باشد بعادت ۲
کلمه حضرت اینحرف از حق آمد
که از بحر الاراده مشتق آمد ۳
ز حرف کن نه این لفظ است مقصود
که باشد معنی اوباش یا بود ۴
بودآن معنیی کاندر بیانی
کنند ادراک اهل هر زبانی ۵
مراد از آب این باء و الف نیست
بدان مفهوم کل راز آب کان چیست ۶
کلمه پس نه حرف کاف و نونست
که فعل حضرت بیچند و چونست ۷
بود معنی کن ایجاد کونش
اراده بر شئون لون لونش ۸
باینمعنی که خود را خواست ظاهر
رخ اندر آینه آراست ظاهر ۹
اراده پس خود آن آراستن بود
ظهور خویشتن را خواستن بود ۱۰
اراده یافت صورت کاف و نون شد
کلمه حضرت اظهار از کمون شد ۱۱
هر آن شیئی که بینی در مکانی
بشرح کاف و نون داد زبانی ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.