خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند فنا، بقا، وارث بودن حق تعالی، وحدت وجود، و ارتباط انسان با حقیقت مطلق میپردازد. شاعر بیان میکند که پس از نابودی همه چیز، تنها وجه الهی باقی میماند و انسانهای وارث، مانند پیامبران و اولیای الهی، به این حقیقت دست مییابند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش و بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
بخش ۳۰۱ - عبدالوارث
تو عبدالوارث آنرا دان که حادث
چو شد فانی جانرا اوست وارث ۱
خود اینهم از خواص اسم باقیست
بر اهل دور وارث وجه ساقیست ۲
پس از فوت و فنای کل اشیاء
نماند کس بغیر از وجه یکتا ۳
چو گردد قطرهها بر بحر راجع
شود بر قطره وارث بحر جامع ۴
ز عبدالوارث ار جوئی نشانه
چو سوی فرق سازندش روانه ۵
بود او وارث علم نبیین
پیمبر یا وصی باشد بتعیین ۶
چو شد فانی جانرا اوست وارث ۱
خود اینهم از خواص اسم باقیست
بر اهل دور وارث وجه ساقیست ۲
پس از فوت و فنای کل اشیاء
نماند کس بغیر از وجه یکتا ۳
چو گردد قطرهها بر بحر راجع
شود بر قطره وارث بحر جامع ۴
ز عبدالوارث ار جوئی نشانه
چو سوی فرق سازندش روانه ۵
بود او وارث علم نبیین
پیمبر یا وصی باشد بتعیین ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۰۰ - عبدالباقی
گوهر بعدی:بخش ۳۰۲ - عبدالرشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.