خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این اشعار از عشق و تجربیات عرفانی خود سخن می‌گوید. او خود را شاه دل، آگاه از رموز عشق، و سالکی می‌داند که راه طریقت را پیموده و رهبر دیگر سالکان بوده است. همچنین، از دوری از زهد ظاهری و نزدیکی به معانی عمیق عرفانی سخن می‌گوید و خود را بنده رحمت و نعمت الهی می‌خواند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۵ - من بملک دل شهنشه بوده‌ام تا بوده‌ام

من بملک دل شهنشه بوده‌ام تا بوده‌ام
از رموز عشق آگه بوده‌ام تا بوده‌ام ۱

دل بر آن گیسوی مشکین داده‌ام تا داده‌ام
محو آن رخسار چون مه بوده‌ام تا بوده‌ام ۲

دفتر و سجاده یکسو هشته‌ام تا هشته‌ام
دور از زها دابله بوده‌ام تا بوده‌ام ۳

درس عشق از خط ساقی خوانده‌ام تا خوانده‌ام
بحر علم علم الله بوده‌ام تا بوده‌ام ۴

کوی جانان را بمژگان رفته‌ام تا رفته‌ام
خاک آن لیوان و در گه بوده‌ام تا بوده‌ام ۵

راه با اهل طریقت رفته‌ام تا رفته‌ام
سالکانرا رهبر و ره بوده‌ام تا بوده‌ام ۶

از من آلوده دامان کسب پاکی در‌خور است
چون ز خود بینی منزه بوده‌ام تا بوده‌ام ۷

بر کمال اهل معنی بر ثبوت اهل فقر
خویش برهان موجه بوده‌ام تا بوده‌ام ۸

گر ببخشد جرم عالم را صفی برجاست چون
بنده رحمتعلی شه بوده‌‌ام تا بوده‌ام ۹

ریزه خوار خوان عرفانم جهانی گشت از آنک
ریزه خوار نعمت‌ الله بوده‌ام تا بوده‌ام ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴ - من اندر خرقه دوش از سوز می غرق عرق گشتم
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - گفتم که بجام تست خون دل ناچیزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.