خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از تجربههای روحانی و نزدیکی به حق تعالی سخن میگوید. شاعر از سوزش عشق الهی، وصول به جوار دوست، کشف اسرار روحانی و مشاهده جمال یار در درون خود میگوید. همچنین، به موضوع رحمت الهی و استحقاق آن با وجود غرق بودن در عصیان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۴ - من اندر خرقه دوش از سوز می غرق عرق گشتم
من اندر خرقه دوش از سوز می غرق عرق گشتم
همی با حق حق نزدیک و دور از ما خلق گشتم ۱
ببرد اندر مقام قاب قوسینم عروق جان
جوار دوست را واصلتر از حد صدق گشتم ۲
عجب سری ز جان دیدم که بر حل معمائی
کتاب روح میکردم ورق ناگه ورق گشتم ۳
در او دیدم جمال یار و چون بشکافتم جانرا
نه تنها فالقالنور آمدم ربالفلق گشتم ۴
عبث رحمتعلی نفکند در مرآت دل پرتو
چو بودم غرق عصیان رحمتش را مستحق گشتم ۵
همی با حق حق نزدیک و دور از ما خلق گشتم ۱
ببرد اندر مقام قاب قوسینم عروق جان
جوار دوست را واصلتر از حد صدق گشتم ۲
عجب سری ز جان دیدم که بر حل معمائی
کتاب روح میکردم ورق ناگه ورق گشتم ۳
در او دیدم جمال یار و چون بشکافتم جانرا
نه تنها فالقالنور آمدم ربالفلق گشتم ۴
عبث رحمتعلی نفکند در مرآت دل پرتو
چو بودم غرق عصیان رحمتش را مستحق گشتم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - از چشم تو ما مست و ز لعل تو بجوشیم
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - من بملک دل شهنشه بودهام تا بودهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.