خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق عشق بر شاعر میپردازد. ابیات پر از استعارههای زیبا مانند چشمهای مست معشوق، ابروان کمانی، و زلف پیچان هستند که نشاندهندهی تسلط عشق بر دل و جان شاعر است. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند میکده و خانقاه دارد که نشاندهندهی جنبهی معنوی عشق است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند، بنابراین مناسب برای سنین بالاتر است.
شماره ۲۲ - دو چشم مست تو برشان یکدگر گوهند
دو چشم مست تو برشان یکدگر گوهند
که رهزن دل و دین از اشاره و نگهند ۱
کمان کشیده بدل بستی ار که ره چه عجب
که ابروان تو هر یک حریف صد سپهند ۲
مگیر خورده خدارا بعقل و دانش من
که ذکر زلف تو چون رفت این و آن تبهند ۳
چو لعبتی تو نگارا که گلرخان جهان
به پیش روی اصیلت براستی شبهند ۴
من از غمت نه ببیتالحزن نشستم و بس
چه یوسفان که ز عشق رخت اسیر چهند ۵
به آن امید که گیرند دامن تو کف
نشسته بر سر راهت شهان چو خاک رهند ۶
زجان سبوی خراباتیان کشند بدوش
ببوی وصل تو آنان که یار خانقهند ۷
بغمزه تو سپردم روان و دل بلبت
بخون این دو گواهند و خویش بیگنهند ۸
مکن ملامتم ار ره مقصدی نرسید
که دام راهروان آن دو طره سیهند ۹
صفای عشق صفی از حریم میکده جو
که ساکنان درش نور بخش مهر و مهند ۱۰
که رهزن دل و دین از اشاره و نگهند ۱
کمان کشیده بدل بستی ار که ره چه عجب
که ابروان تو هر یک حریف صد سپهند ۲
مگیر خورده خدارا بعقل و دانش من
که ذکر زلف تو چون رفت این و آن تبهند ۳
چو لعبتی تو نگارا که گلرخان جهان
به پیش روی اصیلت براستی شبهند ۴
من از غمت نه ببیتالحزن نشستم و بس
چه یوسفان که ز عشق رخت اسیر چهند ۵
به آن امید که گیرند دامن تو کف
نشسته بر سر راهت شهان چو خاک رهند ۶
زجان سبوی خراباتیان کشند بدوش
ببوی وصل تو آنان که یار خانقهند ۷
بغمزه تو سپردم روان و دل بلبت
بخون این دو گواهند و خویش بیگنهند ۸
مکن ملامتم ار ره مقصدی نرسید
که دام راهروان آن دو طره سیهند ۹
صفای عشق صفی از حریم میکده جو
که ساکنان درش نور بخش مهر و مهند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - دانم که زلف از چه خم اندر خم اوفتد
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - هزار دور از سپهر چون بگذرد گه شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.