خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق با استفاده از استعارههای مختلف مانند کمان ابرو، زلفین و چشمهایش میپردازد. شاعر از تأثیرات عمیق این زیبایی بر دلها و ایجاد هرج و مرج در شهر و ده سخن میگوید.
این متن دارای مضامین عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا غیرجذاب باشد.
شماره ۱۶ - کمان ابروی پیوسته را چو زه سازد
کمان ابروی پیوسته را چو زه سازد
خراب خانه خلقی بشهر و ده سازد ۱
ز هر کنار شود بانگ الامان برپا
میان چو بندد و زلفین را زره سازد ۲
کجا دگر دلی از بند او شود آزاد
کمند زلف چو بگشاید و گره سازد ۳
نمایدار که ز گیسون بیاض پیشانی
شب سیه را بر روز مشتبه سازد ۴
زبر گشودن چشم وز بازکردن مو
همی دل است که بینی خراب و له سازد ۵
ز چشم خود کند آنرا که از نگه بیمار
بخنده شکر بینش دوباره به سازد ۶
خراب خانه خلقی بشهر و ده سازد ۱
ز هر کنار شود بانگ الامان برپا
میان چو بندد و زلفین را زره سازد ۲
کجا دگر دلی از بند او شود آزاد
کمند زلف چو بگشاید و گره سازد ۳
نمایدار که ز گیسون بیاض پیشانی
شب سیه را بر روز مشتبه سازد ۴
زبر گشودن چشم وز بازکردن مو
همی دل است که بینی خراب و له سازد ۵
ز چشم خود کند آنرا که از نگه بیمار
بخنده شکر بینش دوباره به سازد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - دل طلبکار وصال ار ز تو در کوی تو بود
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - دل غمدیده به تنهائی هجران خو کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.