خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که دلبستگی عمیق خود به معشوق را بیان میکند. او از دلشدگی، عشق بیحد و حصر، و تأثیر معشوق بر هستی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم فلسفی مانند کون و مکان دارد و عشق را حقیقت نهایی جهان میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۵ - دل طلبکار وصال ار ز تو در کوی تو بود
دل طلبکار وصال ار ز تو در کوی تو بود
غافل از حال خود و بیخبر از خوی تو بود ۱
دل عجب نیست که سر گشته بچوگان تو گشت
داشت یاد اینکه بمیدان ازل گوی تو بود ۲
عشق بست ارکه دو عالم همه راگردون و دست
در کمندش اثر از قوت بازوی تو بود ۳
ساغر آنکس که بمیخانه زمینای تو زد
مست و مبهوت مدام از می و مینوی تو بود ۴
حاصل کون و مکان نیست بجز عشق تو هیچ
چون یکی کون و مکان پرتوی از روی تو بود ۵
پیشتر ز آنکه شد از غلغله عشق تو پر
اندر این گنبد پیروزه هیاهوی تو بود ۶
غافل از حال خود و بیخبر از خوی تو بود ۱
دل عجب نیست که سر گشته بچوگان تو گشت
داشت یاد اینکه بمیدان ازل گوی تو بود ۲
عشق بست ارکه دو عالم همه راگردون و دست
در کمندش اثر از قوت بازوی تو بود ۳
ساغر آنکس که بمیخانه زمینای تو زد
مست و مبهوت مدام از می و مینوی تو بود ۴
حاصل کون و مکان نیست بجز عشق تو هیچ
چون یکی کون و مکان پرتوی از روی تو بود ۵
پیشتر ز آنکه شد از غلغله عشق تو پر
اندر این گنبد پیروزه هیاهوی تو بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - تا تماشای قیام تو بقامت کردند
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - کمان ابروی پیوسته را چو زه سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.