این متن به ناپایداری و سستی بنیاد و تربیت اشاره میکند و از تشبیهاتی مانند سستی بنیاد و باد برای بیان این مفهوم استفاده میکند.
این متن دارای مفاهیم فلسفی و ادبی است که ممکن است برای درک کامل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی داشته باشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۷ - ...
... ۱
بنلاد تو شد تربیت خواجه و لیک
بنلاد تو سست همچو بنیاد تو باد ۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
بنلاد. [ ب ُ] ( اِ مرکب ) بنای عمارت و دیوار باشد. ( برهان ). بنای دیوار و عمارت. چه ، لاد، دیوار است و سر دیوار را سر لاد گویند و بن دیوار را بنلاد و بنیاد به این معنی مشهور است. ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ). بنای عمارت و اصل آن. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). بنیاد دیوار. ( اوبهی ). بنیاد دیوار و عمارت. ( رشیدی ). بنیاد.بنیان. پی. پایه. پای بست. بنوری. اساس :
لاد را بر بنای محکم نه
که نگهدار لاد بنلاد است.
فرالاوی.
دوستی دشمنان دینت زیان داشت
بام برین کژ شود ز کژی بنلاد.
ناصرخسرو.
یقین شناس که چندان بقا نخواهد ماند
فنای عمر عدو را چه بد بود بنلاد.
کلامی اصفهانی ( از آنندراج ).
|| دیوار و اصل آن. || پشتیبان. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بنیاد و بنداد شود.
- حروف بنلادی ؛ در اصطلاح زبان آموزی حروف بنلادی حروفی را گویند که در همه صیغه ها و اشتقاقات باقی و برقرار باشد. مانند «ک » و «ر» و «د» در فعل کردن و «د» و «ی » و «د» در فعل دیدن و «ک » و «ن » در فعل کنش و «ب » و «ی » و «ن » در فعل بینش. ( ناظم الاطباء ). لغت نامه دهخدا
از این رباعی همین دو بیت در دیوان رودکی باقی مانده است.