خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید و بیان میکند که عشق مانند صاعقهای زندگیاش را ویران کرده است.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند «صاعقه زاری» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۸ - گرد دل من ز غم حصاری کردی
گرد دل من ز غم حصاری کردی
چشم ترم ابر شعله باری کردی ۱
من عمر گیاه برق عشقت کردم
تو هستی من صاعقه زاری کردی ۲
چشم ترم ابر شعله باری کردی ۱
من عمر گیاه برق عشقت کردم
تو هستی من صاعقه زاری کردی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - عمری بگذشت از آنکه در خواب شبی
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - هستی بتو قائم است و موجود توئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.