خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دیده (چشم) میخواهد که به نظاره بنشیند و از قید حیات رها شود. سپس به توصیف زیبایی چهرهای میپردازد که مانند خورشید میدرخشد و دیگران را مجبور به پرداخت جزیه (نوعی مالیات) به آن میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از واژههایی مانند 'جزیه' نیاز به آشنایی با زمینه تاریخی و فرهنگی دارد.
شماره ۳۰۶ - ای دیده زکات گیر نظاره تو
ای دیده زکات گیر نظاره تو
وز قید حیات رست بیچاره تو ۱
آن عارض آتشین به خورشید نمای
تا جزیه دهی کند به رخسار تو ۲
وز قید حیات رست بیچاره تو ۱
آن عارض آتشین به خورشید نمای
تا جزیه دهی کند به رخسار تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - ای دوست منم ز جرم شرمنده تو
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - ای راحت سینه سینه رنجور از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.