خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دیدار معشوق، چشمهایش را روشن و پاک میکند. او از ترس فراق، حتی پلک نمیزند، زیرا میترسد وقتی چشمهایش را باز کند، معشوق را نبیند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۸ - از نور رخ تو چون بیارایم چشم
از نور رخ تو چون بیارایم چشم
از صیقل دیدار تو بزدایم چشم ۱
از بیم فراق دیده بر هم نزنم
ترسم که نبینمت چو بگشایم چشم ۲
از صیقل دیدار تو بزدایم چشم ۱
از بیم فراق دیده بر هم نزنم
ترسم که نبینمت چو بگشایم چشم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - از عشق تو در سر هوسی داشته ام
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - افتاده به روزگار کارم چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.