خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از احساسات خود در هنگام عزم سفر میگوید و بیان میکند که با یادآوری سفر، شادی بر او چیره میشود. همچنین، او از اشکهایش که مانند آب جاری است و بر صورتش میآید، سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و احساسی داشته باشد.
شماره ۱۷۰ - یادم چو از آن عزم سفر می آید
یادم چو از آن عزم سفر می آید
بر من همه خوشدلی بسر می آید ۱
گلگونه سرشکم که چو آبست روان
از گر مروی بروی در می آید ۲
بر من همه خوشدلی بسر می آید ۱
گلگونه سرشکم که چو آبست روان
از گر مروی بروی در می آید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - یکچند به کنج خلوتم جا دادند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - جز یاد تو در سینه ما یاد مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.