خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها از امید به وصال معشوق و پایان غمها سخن میگوید و با اشاره به رسیدن شب بخت و درخشیدن آفتاب، به آیندهای روشن امیدوار است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و نمادین است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۱۶۱ - گفتی شودت ز وصلم اقبال بلند
گفتی شودت ز وصلم اقبال بلند
چندین منگار غصه بر جان نژند ۱
آری شب بخت تیره نیکو رسنی ست
تاگردون آفتابم آرد به کمند ۲
چندین منگار غصه بر جان نژند ۱
آری شب بخت تیره نیکو رسنی ست
تاگردون آفتابم آرد به کمند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - گفتی شب هجرت از چه تب می زاید
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - گر ابر نمی ز چشم من بردارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.