خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و جدایی از معشوق میگوید و بیان میکند که بدون حضور معشوق، زندگی برایش تاریک و بیمعنا شده است.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و درد فراق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
شماره ۱۲۱ - با من نفسی بی تو دلم یار نبود
با من نفسی بی تو دلم یار نبود
وز مستی غم رگیم هشیار نبود ۱
زان شب که تو رفتی اینچنین شد روزم
ورنه شب و روز من چنین تار نبود ۲
وز مستی غم رگیم هشیار نبود ۱
زان شب که تو رفتی اینچنین شد روزم
ورنه شب و روز من چنین تار نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - بی عشق سرشکم آتش تیز نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - بر چرخ ز آه من سها می سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.