خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و معنوی است که به توصیف مکانی مقدس و روحانی میپردازد. این مکان به عنوان جولانگاه عاشقان، منبع نور و جمال، حریم حرم، کعبهی حاجت، و سجدهگاه بهشت توصیف شده است. عناصر طبیعی مانند آفتاب، ابر، و ذرههای خاک نیز به عنوان نمادهایی از عظمت و قداست این مکان به کار رفتهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴ - این زمینی ست که جولانگاه جانان بوده ست
این زمینی ست که جولانگاه جانان بوده ست
در تن از جلوه ی جانان منش جان بوده است ۱
این زمینی ست که از نور جمال ورخ دوست
آفتابش خجل از ریگ بیابان بوده است ۲
این مدینه ست همانا که حریم حرمش
کعبه ی حاجت این گنبد گردان بوده است ۳
این زمینی ست که از غیرت خاک چمنش
آتش اندر جگر چشمه ی حیوان بوده است ۴
این زمین داوری کشور امکان کرده ست
این زمین سجده گه روضه ی رضوان بوده است ۵
بارها پیش درش چرخ برین برده نماز
بارها عقل کلش نایب و دربان بوده است ۶
اندرین کوی گرد است که چون نور بصر
خانه افروز جلیدیه ی امکان بوده است ۷
ابر تا بر سر او سایه فکن گشته زشرم
زیرسیلاب عرق غرقه ی طوفان بوده است ۸
خجلت از ذره ی خاک حرمش برده سحاب
گر همه مهر و مهش قطره ی باران بوده است ۹
در تن از جلوه ی جانان منش جان بوده است ۱
این زمینی ست که از نور جمال ورخ دوست
آفتابش خجل از ریگ بیابان بوده است ۲
این مدینه ست همانا که حریم حرمش
کعبه ی حاجت این گنبد گردان بوده است ۳
این زمینی ست که از غیرت خاک چمنش
آتش اندر جگر چشمه ی حیوان بوده است ۴
این زمین داوری کشور امکان کرده ست
این زمین سجده گه روضه ی رضوان بوده است ۵
بارها پیش درش چرخ برین برده نماز
بارها عقل کلش نایب و دربان بوده است ۶
اندرین کوی گرد است که چون نور بصر
خانه افروز جلیدیه ی امکان بوده است ۷
ابر تا بر سر او سایه فکن گشته زشرم
زیرسیلاب عرق غرقه ی طوفان بوده است ۸
خجلت از ذره ی خاک حرمش برده سحاب
گر همه مهر و مهش قطره ی باران بوده است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - اشکم ز سوز سینه چو عمان آتش است
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - بی غم عشق تو جان با هستی من دشمن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.