این شعر از عشق و اشتیاق شدید سخن میگوید و از آتش به عنوان نماد عشق و تمنا استفاده میکند. شاعر احساسات خود را با تصاویری مانند آب در جوی تمنا که آتش است، عشق بازی که مانند باده گویا آتش است، و اقلیمی که در آن آب دریا آتش است، بیان میکند. همچنین، اشارهای به دین زرتشتی و تقدس آتش در آن دارد. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که به او می بادت دهد، زیرا در مذاق عاشقان، جام صهبا نیز آتش است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲ - از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
عشق بازی چون مزاج باده گویا آتش است ۱
ای معلم کشتی ما مشکل آید بر کنار
کاندر اقلیمی که مائیم آب دریا آتش است ۲
ساغر از می بادت ای ساقی مرا معذور دار
در مذاق عشق بازان جام صهبا آتش است ۳
دین زرتشتی مگرای دل که در تکریم تو
همچو کانون روز وشب در سینه ی ما آتش است ۴
مردم چشم تو را اشراق اکنون جای خواب
آن هم آغوش که در خورداست شبها آتش است ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.