خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند عشق الهی، فنا در معشوق، و درخواست راهنمایی و معرفت میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که راه را نشان دهد و او را به سوی کمال هدایت کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
شماره ۲۱۳ - تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
خرمن کن این گیاه و به برق فنا نمای ۱
یک کاروان هنوز نرفتهست سوی دوست
اینک ره حرم تو به ما نقش پا نمای ۲
این مختصر نظاره ما درخور تو نیست
ما را تمام دیده کن و رو به ما نمای ۳
چون نخل شعله ریشه در اخگر فرومبر
چون برق بر هوا شو و نشو و نما نمای ۴
جانت فصیحی از تب بیگانگی گداخت
خود را ببر بر آن نگه آشنا نمای ۵
خرمن کن این گیاه و به برق فنا نمای ۱
یک کاروان هنوز نرفتهست سوی دوست
اینک ره حرم تو به ما نقش پا نمای ۲
این مختصر نظاره ما درخور تو نیست
ما را تمام دیده کن و رو به ما نمای ۳
چون نخل شعله ریشه در اخگر فرومبر
چون برق بر هوا شو و نشو و نما نمای ۴
جانت فصیحی از تب بیگانگی گداخت
خود را ببر بر آن نگه آشنا نمای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - بهشت را چه کند با غم آرمیده او
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.