خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید. او بهشت و دوزخ را در برابر عشق بیاهمیت میداند و خود را موجودی آفریدهشده از عشق معرفی میکند. همچنین، شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر فراق مینالد و نور چراغ دیدهاش را نیز بیتاب توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'سر بریده' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۲۱۲ - بهشت را چه کند با غم آرمیده او
بهشت را چه کند با غم آرمیده او
ز دوزخ از چه هراسد فراق دیده او ۱
من و سجود بت از داورم مترسانید
من آفریده عشقم نه آفریده او ۲
شهید عشق ترا راه کعبه مقصود
کسی نشان ندهد جز سر بریده او ۳
به حرف میوه فریبم مده که نیست مرا
امید سایه هم از نخل نورسیده او ۴
چنان گداخت فصیحی ز ضعف شام فراق
که تاب نور ندارد چراغ دیده او ۵
ز دوزخ از چه هراسد فراق دیده او ۱
من و سجود بت از داورم مترسانید
من آفریده عشقم نه آفریده او ۲
شهید عشق ترا راه کعبه مقصود
کسی نشان ندهد جز سر بریده او ۳
به حرف میوه فریبم مده که نیست مرا
امید سایه هم از نخل نورسیده او ۴
چنان گداخت فصیحی ز ضعف شام فراق
که تاب نور ندارد چراغ دیده او ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.