خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از هجران و جفای معشوق سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند خارهای گلشن هجران، تیغ جفا، و طوفان، دردهای عاطفی خود را بیان میکند. همچنین، از اشکها و حیرت مردم در برابر رنجهایش یاد میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند تیغ جفا و طوفان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۱۰ - هر خار کان ز گلشن هجران برآمده
هر خار کان ز گلشن هجران برآمده
در پای دل شکسته و از جان برآمده ۱
بهر نثار تیغ جفایت مرا چو شمع
هر دم سر دگر ز گریبان برآمده ۲
از بس به ذوق ناوک جور تو خوردهایم
گلبانگ نوش ز پیکان برآمده ۳
تو در دلی و دیده پی جستجوی تو
چون طفل اشک بر سر مژگان برآمده ۴
در حیرتند خلق فصیحی ز نعش ما
کاین کشتی شکسته ز طوفان برآمده ۵
در پای دل شکسته و از جان برآمده ۱
بهر نثار تیغ جفایت مرا چو شمع
هر دم سر دگر ز گریبان برآمده ۲
از بس به ذوق ناوک جور تو خوردهایم
گلبانگ نوش ز پیکان برآمده ۳
تو در دلی و دیده پی جستجوی تو
چون طفل اشک بر سر مژگان برآمده ۴
در حیرتند خلق فصیحی ز نعش ما
کاین کشتی شکسته ز طوفان برآمده ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - جان را شکنج ساز و به زلف حبیب ده
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.