خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و تلاشهای بیثمر در راه وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از اشکها، حسرتها و مسیرهای دشواری که در این راه طی کرده یاد میکند و به ناکامیهای خود در عشق اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتهای ناشی از ناکامی در عشق ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، این شعر نیاز به درک بالاتری از احساسات پیچیده انسانی دارد.
شماره ۱۹۰ - شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
صد بیابان سرشک از مژهای طی کردیم ۱
عشق میخواست قدح در خور خمیازه خویش
ز اشک حسرت مژهواری به فسون میکردیم ۲
در ره ناله ما کوس هوس داشت کمین
ما نهان از نفس این زمزمه با نی کردیم ۳
در زه خود سفر دور تو تا آینه است
تو چه دانی که چهسان بادیهها طی کردیم ۴
شکر ناکرده وفاهاش فصیحی تا چند
یاد افسانه طرازی جم و کی کردیم ۵
صد بیابان سرشک از مژهای طی کردیم ۱
عشق میخواست قدح در خور خمیازه خویش
ز اشک حسرت مژهواری به فسون میکردیم ۲
در ره ناله ما کوس هوس داشت کمین
ما نهان از نفس این زمزمه با نی کردیم ۳
در زه خود سفر دور تو تا آینه است
تو چه دانی که چهسان بادیهها طی کردیم ۴
شکر ناکرده وفاهاش فصیحی تا چند
یاد افسانه طرازی جم و کی کردیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - یاد آن روزی که در میخانه ساغر میزدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.