خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رقص خود به عنوان نمادی از شور و اشتیاق و حتی رنج سخن میگوید. او از سوختن در آتش عشق، رقصیدن در دوزخ، و حتی رقصیدن در کفن به عنوان بیانکنندهی احساسات شدید خود یاد میکند. همچنین، او به مرگ و ماتم اشاره میکند اما با شادی و رقص واکنش نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به مرگ و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا ناراحتکننده باشد. همچنین، درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱۶۲ - نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
به دوزخ افکنیدم تا به ذوق سوختن رقصم ۱
نخستم بند بردارید از پا چون بسوزیدم
که تا چون شعله یک ساعت به کام خویشتن رقصم ۲
حدیث قتل من تا بر زبانش رفته هر ساعت
کنم تکرار و مانند زبان در هر سخن رقصم ۳
لباس زندگانی رقص عشرت را همیزیبد
اجل بشتاب کز بهر حریفان در کفن رقصم ۴
ازین یکروزه تب نالد فصیحی ظرف را نازم
خوش آن ساعت که خلقی ماتمم دارند و من رقصم ۵
به دوزخ افکنیدم تا به ذوق سوختن رقصم ۱
نخستم بند بردارید از پا چون بسوزیدم
که تا چون شعله یک ساعت به کام خویشتن رقصم ۲
حدیث قتل من تا بر زبانش رفته هر ساعت
کنم تکرار و مانند زبان در هر سخن رقصم ۳
لباس زندگانی رقص عشرت را همیزیبد
اجل بشتاب کز بهر حریفان در کفن رقصم ۴
ازین یکروزه تب نالد فصیحی ظرف را نازم
خوش آن ساعت که خلقی ماتمم دارند و من رقصم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - دیریست که از گریه بهار دل ریشم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - چون سینه ماتمزدگان غرقه داغم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.