خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود سخن میگوید، اما در عین حال به تواناییهای درونی خود مانند صبر و امید اشاره دارد. او از طبیعت و عناصر آن مانند گل و شبنم برای بیان احساساتش استفاده میکند و در نهایت، به پذیرش غم و رنج به عنوان بخشی از زندگی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۴ - لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
گوش داغم خبر مردن مرهم دارم ۱
نوبهارا به شمیم گل عیشم مفریب
که من این ناله زار از دل خرم دارم ۲
تشنگی در جگرم مست زلال طربست
که درین بادیه صد چشمه زمزم دارم ۳
کرده صد بار شهیدم ستم ناز و هنوز
نفسی توشهکش آه دمادم دارم ۴
نشکفم تا زسموم ستمم نگدازی
در گلستان تو خاصیت شبنم دارم ۵
عید و هر کس ز لباس طربی خوشدل و من
خرقه نیلی کنم و تعزیت غم دارم ۶
شعله رشک فصیحی گل خودروی دلست
شکوه بیهوده ز نامحرم و محرم دارم ۷
گوش داغم خبر مردن مرهم دارم ۱
نوبهارا به شمیم گل عیشم مفریب
که من این ناله زار از دل خرم دارم ۲
تشنگی در جگرم مست زلال طربست
که درین بادیه صد چشمه زمزم دارم ۳
کرده صد بار شهیدم ستم ناز و هنوز
نفسی توشهکش آه دمادم دارم ۴
نشکفم تا زسموم ستمم نگدازی
در گلستان تو خاصیت شبنم دارم ۵
عید و هر کس ز لباس طربی خوشدل و من
خرقه نیلی کنم و تعزیت غم دارم ۶
شعله رشک فصیحی گل خودروی دلست
شکوه بیهوده ز نامحرم و محرم دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - ارمغان از بینوایی غم به گلشن میبرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.