خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات و آرزوهای خود سخن میگوید. او از ناامیدی و حسرت پرواز میگوید، اما همچنان امیدوار است. همچنین، از ترس و اضطراب خود در شب و تلاش برای رسیدن به آرزوهایش صحبت میکند. شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند پروانه، چراغ، و گلستان است که نشاندهندهی عمق احساسات شاعر است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و حسرت نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.
شماره ۱۵۳ - چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم ۱
نه ذوق نالهام بیتاب دارد نه غم محمل
هوای پایبوس ناله فرمای جرس دارم ۲
پر پروانهام در حسرت پرواز گم بادا
اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم ۳
همه شب ناله میدزدم ز لب وز بیم میلرزم
بدین بی دست و پایی راه بر بام عسس دارم ۴
گلستان برنتابد زحمت هر هرزه پروازی
از آن در هر بن مژگان نگاهی در قفس دارم ۵
منم پروانه کز بال هما کردند محروم
کنون دست طلب در دامن بال مگس دارم ۶
فصیحی گر نفس ره گم کند در کلبه داغی
چراغ آفتابی در سر راه نفس دارم ۷
به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم ۱
نه ذوق نالهام بیتاب دارد نه غم محمل
هوای پایبوس ناله فرمای جرس دارم ۲
پر پروانهام در حسرت پرواز گم بادا
اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم ۳
همه شب ناله میدزدم ز لب وز بیم میلرزم
بدین بی دست و پایی راه بر بام عسس دارم ۴
گلستان برنتابد زحمت هر هرزه پروازی
از آن در هر بن مژگان نگاهی در قفس دارم ۵
منم پروانه کز بال هما کردند محروم
کنون دست طلب در دامن بال مگس دارم ۶
فصیحی گر نفس ره گم کند در کلبه داغی
چراغ آفتابی در سر راه نفس دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - به بوی درد پریشان زلف یار شدم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.