خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر از عشق، رنج، امید و جستجوی معنا در زندگی سخن می‌گوید. شاعر از دل‌آشوبی، غم و شادی‌های ناگهانی می‌گوید و به مفاهیمی مانند عشق، رنج کشیدن، انتظار و یافتن خود اشاره دارد. تصاویری مانند زورق چشم غرق در خون، عشق در رگ‌های جان، و داغ سرنوشت، فضایی عاطفی و پراحساس خلق می‌کنند.

این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک برخی از تصاویر و مفاهیم آن مانند رنج، عشق و جستجوی معنا نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۵ - باز دل آوازه زلف پریشانی شنید

باز دل آوازه زلف پریشانی شنید
قالب فرسوده غم مژده جانی شنید ۱

زورق چشمم به خون غرق‌ست و می‌رقصد ز ذوق
باز گویی مژده آشوب طوفانی شنید ۲

عشق در رگهای جان رقص نشاط از سر گرفت
شعله شوخی نوید باد دامانی شنید ۳

در دل زخم شهیدان آنچه پنهان داشت عشق
یک به یک دوش از لب چاک گریبانی شنید ۴

سرنوشت داغ ما را خواند پنداری مسیح
کز لب خود دوش حرف عجز درمانی شنید ۵

غنچه ما زین گلستان شبنمی نوبر نکرد
سالها افسانه ابری و بارانی شنید ۶

سالها خود را فصیحی در رهی گم کرده بود
شب سراغ خویش را بر خاک میدانی شنید ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - کسی در این چمن اسرار رنگ و بو فهمید
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - ای دل نشاط صرف کن و غم نگاه دار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.